????ذکر - شماره سوم
بسم الله الرحمن الرحیم
????غلبه بر نفس اماره
مرحوم شیخ رجبعلی خیاط(ره) برای غلبه بر نفس اماره، مداومت بر این ذکر را توصیه میکردند:
«لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلا بِاللهِ اَلعَلیِّ العَظِیم»
????کیمیای محبت، ص193
????ذکر - شماره سوم
بسم الله الرحمن الرحیم
????غلبه بر نفس اماره
مرحوم شیخ رجبعلی خیاط(ره) برای غلبه بر نفس اماره، مداومت بر این ذکر را توصیه میکردند:
«لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلا بِاللهِ اَلعَلیِّ العَظِیم»
????کیمیای محبت، ص193
#ذکر
????راهکار - شماره سوم
بسم الله الرحمن الرحیم
????چه کنیم تا گناه نکنیم؟
????درون انسان میدان درگیری «عقل» و «نفس» است. هوای نفس، انسان را به گناه و فساد و بی بند و باری و لذّت جویی دعوت میکند و عقل ارزشی، به حیات معنوی و سعادت ابدی و کمال روحی فرا میخواند. (لازم به ذکر است که بین عقل ارزشی و ذهن تفاوت وجود دارد، ذهن محسوسات را می فهمد و عقل ارزشی، زیبائیها و حقایق و یقینیات را میفهمد) البتّه جاذبه نفسانیات قویتر است. از این رو، گفتنِ «نه» به تمایلات هوس آلود، دشوار است و از آن به «جهاد اکبر» یاد شده است.
????سؤال مهم این است که چه کنیم تا گناه نکنیم؟
????یکی از مهم ترین راهکارهای ترک معصیت، توجه به این است که ما در محضر خداییم و خداوند شنوا و بینا و بصیر، از همه حالتها و رفتار و سخنان ما خبر دارد و هیچ جای خلوتی نیست مگر آنکه برای خدا آشکار است و هیچ راز پنهان نیست مگر آنکه نزد خدا مشهود و فاش است.
????قرآن از خلافکاران و اهل تکذیب دین و پشت کردن به ارزشها و غافلان از یاد خدا میپرسد: اَلَم یَعلَم بِاَنَّ اللهَ یَری؟(علق:14) آیا نمیدانست که خدا میبیند؟
????در احادیث آمده است: از هر کاری که از انجام دادن آن در حضور مردم شرم داری، از انجام آن در خلوت هم پرهیز کن. این، همان شرم سازنده است که بازدارنده از گناه است.
????اگر خداوند، از روی لطف و بزرگواری، پرده بر روی اعمال خلاف میکشد و بنده گنهکار را رسوا نمیسازد، بنده هم باید قدرشناس این لطف باشد. در هیچ حال و هیچ جا، دور از چشم بینای خدا نیستیم!
امام حسن مجتبی(ع):
کسى که در دلش هوایى جز خشنودى خدا خطور نکند، من ضمانت مىکنم که خداوند دعایش را مستجاب کند.[1]
امام حسن(ع) را به دلیل صفات و فضایل اخلاقی، سخاوت و بخشش بینظیری که داشت کریم اهل بیت مینامیدند. به صورتی که بارها نیمی از مال خویش را به نیازمندان داد. گاه پیش از آنکه مستمندى اظهار احتیاج کند و عرق شرم بریزد، احتیاج او را برطرف مى ساخت و اجازه نمى داد رنج و مذلت درخواست را بر خود هموار سازد.[2]
امام حسن مجتبی علیه السلام بسیار باگذشت و بزرگوار بود و از ستم دیگران چشم پوشی می کرد. بارها پیش می آمد که واکنش حضرت به رفتار ناشایست دیگران، سبب تغییر رویه فرد خطاکار می شد.
درهمسایگی ایشان، خانواده ای یهودی می زیستند. دیوار خانه یهودی، شکاف برداشته و نجاست از منزل او به خانه امام نفوذ کرده بود. مرد یهودی از این ماجرا باخبر شد. روزی زن یهودی برای درخواست نیازی به خانه آن حضرت رفت و دید که شکاف دیوار سبب شده است که دیوار خانه امام نجس شود. بی درنگ، نزد شوهرش رفت و او را آگاه ساخت. مرد یهودی نزد حضرت آمد و از سهل انگاری خود پوزش خواست و از اینکه امام، در این مدت سکوت کرده و چیزی نگفته بود، شرمنده شد.
امام برای اینکه او بیش تر شرمنده نشود، فرمود: «از جدم رسول خدا(ص) شنیدم که گفت به همسایه مهربانی کنید».
یهودی با دیدن گذشت و برخورد پسندیده ایشان به خانه اش برگشت و دست زن و بچه اش را گرفت و نزد امام آمد و از ایشان خواست تا آنان را به دین اسلام درآورد.[3]
سلام، آشنایِ غریب، مهربانِ غریب، بزرگ زاده غریب
سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده
سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده
سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده
تاریخ شهادت امام حسن(ع):
در تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع) دو قول نقل شده است:
1- بیست و هشتم ماه صفر سال 50 یا 49 هجرى در 47 یا 48 سالگى[4]
2- هفتم ماه صفر سال 49 یا سال 50 در 47 سالگى یا 48 سالگى
موج همراه شهادت دومین ستاره آسمان امامت و ولایت، کریم اهل بیت را به همه مسلمانان تسلیت عرض می نماید.
صلوات بر امام حسن(ع) و امام حسین(ع)
التماس دعا
.
????❌یکی بود یکی نبود
.
❌یه روز یه خانم مثل هر روز بعد از کلی آرایش کنار آینه,مانتو تنگه و کفش پاشنه بلنده شو پا کرد و راهی خیابونای شهر شد …
.
❌همینطوری که داشت راه میرفت …
????
.
❌وسط متلک های جوونا یه صدایی توجهش رو جلب کرد :
.
❌خواهرم حجابت !!
.
❌خواهرم بخاطر خدا حجابت رو رعایت کن !!
.
❌نگاه کرد، دید یه جوون ریشوئه
.
❌از همون ها که متنفر بود ازشون با یه پیرهن روی شلوار و یه شلوار پارچه ای داره به خانم های بد حجاب تذکر میده
.
❌به دوستش گفت من باید حال اینو بگیرم وگرنه شب خوابم نمیبره
مرتیکه سرتاپاش یه قرون نمی ارزه، اون وقت اومده میگه چکار بکنید و چکار نکنید …
.
❌تصمیم گرفت مسیرش رو به سمت اون آقا کج کنه و یه چیزی بگه که دلش خنک بشه …
.
❌وقتی مقابل پسر رسید چشماشو تا آخر باز کرد و دندوناش رو روی هم فشار داد و گفت تو اگه راست میگی چشمای خودتو درویش کن با این ریشای مسخره ات
.
❌بعدم با دوستش زدن زیر خنده و رفتن
.
❌پسر سرشو رو به آسمون بلند کرد و زیر لب گفت :
.
❌خدایا این کم رو از من قبول کن !!
.
❌شبش که رفت خونه به خودش افتخار میکرد …
.
❌گوشی رو برداشت و قضیه رو با آب و تاب برای دوستاش تعریف میکرد
.
❌فردای اون روز دوباره آینه وآرایش و بعد که آماده شد به دوستاش زنگ زد و قرار پارک رو گذاشت
.
❌توی پارک دوباره قضیه دیروز رو برای دوستاش تعریف می کرد و بلند بلند میخندیدند
.
❌شب وقتی که داشت از پارک برمیگشت یه ماشین کنار پاش ترمز زد : خانمی برسونیمت …
.
❌لبخند زد و گفت برو عمه تو برسون بعد با دوستش زدن زیر خنده
.
❌پسره از ماشین پیاده شد و چند قدمی کنار دختر قدم زد و بعد یک باره حمله کرد به سمت دختر و اون رو به زور سمت ماشین کشید
.
❌دختر که شوکه شده بود شروع کرد به داد و فریاد
.
❌اما کسی جلو نمیومد
.
❌اینبار با صدای بلند التماس کرد
.
❌اما همه تماشاچی بودن
.
❌هیچ کدوم از اونایی که تو خیابون بهش متلک مینداختن و زیباییشو ستایش میکردن، حاضر نبودن جونشون رو به خطر بندازن
.
❌دیگه داشت نا امید میشد که دید یه جوون به سمتشون میدوه و فریاد میزنه :
.
❌آهای ولش کن بی غیرت !!
.
❌مگه خودت ناموس نداری ؟؟
.
❌وقتی بهشون رسید، سرشو انداخت پایین و گفت خواهرم شما برو
و یه تنه مقابل دزدای ناموس ایستاد !!
.
❌دختر در حالی که هنوز شوکه بود و دست و پاش میلرزید یک دفعه با صدای هیاهو به خودش اومد و دید یه جوون ریشو
از همونا که پیرهن رو روی شلوار میندازن
از همونا که به نظرش افراطی بودن
افتاده روی زمین و تمام بدنش غرق به خونه
ناخودآگاه یاد دیروز افتاد
اون شب برای دوستاش اس ام اس فرستاد :
.
❌وقتی خواستن به زور سوارش کنند، همون کسی از جونش گذشت که توی خیابون بهش گفت : خواهرم حجابت !!
.
❌همون ریشوی افراطی و تندرو
.
????مثل شهید امر به معروف علی خلیلی
.
شادی روح پاکش صلوات
yas313_313
آخرین نظرات